فیلبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیلبان .(ص مرکب، اِ مرکب ) پیلبان . (فرهنگ فارسی معین ). آنکه از پیل مراقبت و نگهداری می کند، یا آنکه بر فیل سوار شود و با کجک بر سرش کوبد و او را براند. نگهبان فیل . پیلوان . فیلوان . فیال : فیل خوابی بیند و فیلبان خوابی ؛ هر کسی به فکر خودش است . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی