فیل بند کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیل بند کردن . [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیل بند کردن . (فرهنگ فارسی معین ). بدین معنی است که دو پیاده را در بازی شطرنج با فیل در یک خط مورب قرار دهند تا مهره ٔ طرف مقابل به هیچ یک از آنها نتواند حمله کند و بازیگر مهره ٔ شاه خود را حفظ کند : پیاده روان کرد فیل بلند به هر گوشه ای کرده صد فیل بند. نظامی . رجوع به فیل بند شود.