فیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیف . [ ف َ ] (اِخ ) یا فیف الریح . جای معروفی است در بلندیهای نجد و مربوط به روزی از ایام معروف عرب است (معجم البلدان )، که در آن جنگی میان خثعم و بنی عامر بود. (از مجمع الامثال میدانی ).
فیف . [ ] (اِ) به سریانی انفخه است . (فهرست مخزن الادویه ).
فیف . [ ف َ] (ع ص، اِ) جای برابر و هموار. (منتهی الارب ). مکان مستوی . (اقرب الموارد). ◄ بیابان بی آب . ◄ زمین مختلف الریاح . ج، افیاف، فیوف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زمین بادخیز یا بادگیر.