فیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیض . [ ف َ ] (اِخ ) رجوع به فیض (ملا محسن ) شود.
فیض . [ ف َ ] (اِخ ) لقب مطلب بن عبدمناف برادر هاشم بدان جهت که بسیارجود بود. (منتهی الارب ).
فیض . [ ف َ] (اِخ ) رود نیل . (منتهی الارب ). رجوع به نیل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیض . [ ف َ ] (اِخ ) رجوع به فیض (ملا محسن ) شود.
فیض . [ ف َ ] (اِخ ) لقب مطلب بن عبدمناف برادر هاشم بدان جهت که بسیارجود بود. (منتهی الارب ).
فیض . [ ف َ] (اِخ ) رود نیل . (منتهی الارب ). رجوع به نیل شود.