فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۴۹۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق دردیست از خزانه خاص عشق را کی دهند جز بخواص جهد کن تا ز اهل عشق شوی که به جز عشق نیست راه خلاص گر فلاطونی و نداری عشق عامی عامی نه ز خواص عمر بیعشق اگر گذشت ترا اوفتادی ولات حین مناص عام باشی و عشق هست ترا میشوی عنقریب خاص الخاص اهل علمی که خالی از عشقند علماشان مخوان بگو قصاص فیض اگر عاشقی سخن بس کن گفتگو را بمان بقاضی وقاص