فیصله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فیصله . [ ف َ / ف ِ ص َ ل َ/ ل ِ ] (از ع، اِ) فیصل . مأخوذ از فیصل عربی است ودر مآخذ لغت عرب استعمال و ضبط آن دیده نشده است . - فیصله دادن ؛ فیصل دادن . حل و فصل کردن . به پایان بردن . به فیصل رسانیدن . - فیصله یافتن ؛ فیصل یافتن . مقابل فیصله دادن . به انجام رسیدن . حل و فصل شدن .