فکسنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ کَ سَ) (ص.) کهنه، فرسوده، درب و داغان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فکسنی . [ ف َ ک َ س َ ] (ص ) در تداول عوام، بی ارج . ناچیز. (یادداشت مؤلف ). معمولاً لوازم و اشیاء ازکارافتاده و کهنه را گویند.
واژگان فارسی سره واژهدان
چرند، چرت، بیهوده، بیخود