فژولنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فژولنده . [ ف ُ ل َ دَ / دِ ] (نف ) تقاضاکننده . ◄ برانگیزاننده به جنگ و کارهای دیگر. ◄ دورکننده و راننده . (برهان ). رجوع به فژولیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فژولنده . [ ف ُ ل َ دَ / دِ ] (نف ) تقاضاکننده . ◄ برانگیزاننده به جنگ و کارهای دیگر. ◄ دورکننده و راننده . (برهان ). رجوع به فژولیدن شود.