فولاددل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فولاددل . [ لادْ، دِ ] (ص مرکب ) قوی دل . پردل . بسیار پردل . که دل او چون فولاد سخت بود. بی باک . باجرأت : تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوکام و لوح روی . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فولاددل . [ لادْ، دِ ] (ص مرکب ) قوی دل . پردل . بسیار پردل . که دل او چون فولاد سخت بود. بی باک . باجرأت : تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوکام و لوح روی . منوچهری .