فولادبازو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فولادبازو. (ص مرکب ) قوی . نیرومند. آنکه بازویش چون پولاد مقاومت دارد : هرکه با فولادبازو پنجه کرد ساعد سیمین خود را رنجه کرد. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فولادبازو. (ص مرکب ) قوی . نیرومند. آنکه بازویش چون پولاد مقاومت دارد : هرکه با فولادبازو پنجه کرد ساعد سیمین خود را رنجه کرد. سعدی .