فرهنگ لغت

فوشنج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فوشنج .[ ش َ ] (اِخ ) فوشنگ . (انجمن آرا) (آنندراج ). قریه ای است نزدیک هرات و معرب پوشنگ است . (از برهان ). شهرکی است در ده فرسخی هرات، باصفا و پردرخت و دارای انواع میوه است . (از معجم البلدان ). رجوع به پوشنگ شود.

معنی فوشنج | فرهنگ لغت