فوزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوزیدن . [ دَ ] (مص ) آروغ زدن . (یادداشت مؤلف ). - برفوزیدن ؛ باد از سینه برون دادن : شبان تاری بیدار چاکر از غم عشق گهی بگرید و گاهی به ریش برفوزد. رجوع به فوز شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوزیدن . [ دَ ] (مص ) آروغ زدن . (یادداشت مؤلف ). - برفوزیدن ؛ باد از سینه برون دادن : شبان تاری بیدار چاکر از غم عشق گهی بگرید و گاهی به ریش برفوزد. رجوع به فوز شود.