فرهنگ لغت

فوز کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فوز کردن . [ ک َ دَ ](مص مرکب ) غلبه کردن . (از صحاح الفرس ) : به مرو شاهجان باشی تو آنگه که اینجا لشکر سرما کند فوز. سوزنی . رجوع به فوز شود.

معنی فوز کردن | فرهنگ لغت