فرهنگ لغت

فورموی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فورموی . (ص مرکب ) بورموی . آنکه مویش کمرنگ و بور بوده : صبحة؛ فورموی شدن . اصبح ؛ مرد فورموی . (منتهی الارب ).

معنی فورموی | فرهنگ لغت