فوران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوران . [ ف َ وَ ] (ع مص ) جوشیدن دیگ و چشمه و جز آن . ◄ جوشیدن رگ و برجستن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دمیدن بوی مشک . (منتهی الارب ). رجوع به فوج، فوح و فوخ شود.
فوران . (اِخ ) نام شهر کنوج است که از شهرهای هند باشد. (برهان ). ظاهراً جمع فور است که نام عمومی شاهان کنوج بوده، و مؤلف برهان در اطلاق جمع آن بر شهر اشتباه کرده است . رجوع به فور شود.