فوتیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوتیدن . [ ف َ / فُو دَ ] (مص جعلی ) فوت کردن و درگذشتن . (فرهنگ فارسی معین ) : و ایشان در بَلْده ٔ سمرقند متوطن شد، اینجا فوتیده اند. (رساله ٔ قندیه ). رجوع به فوت، فوت شدن، فوت کردن و فوت گردیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فوتیدن . [ ف َ / فُو دَ ] (مص جعلی ) فوت کردن و درگذشتن . (فرهنگ فارسی معین ) : و ایشان در بَلْده ٔ سمرقند متوطن شد، اینجا فوتیده اند. (رساله ٔ قندیه ). رجوع به فوت، فوت شدن، فوت کردن و فوت گردیدن شود.