فهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فهل . [ ف َ ] (ص ) گشاد و فراخ . (برهان ).
فهل . [ ف َ ] (اِخ ) نام ناحیتی از فارس یا کرمان بوده است : از این جملت کرمان واعمال آن بیرون از مال و فهل و فهرج . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٧١). رجوع به فهرج و فهره و فهلیان شود.