فرهنگ لغت

فهرست کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

لیست کردن، فهرست نوشتن، موجودی برداری کردن، سیاهه‌برداری کردن، صورت‌برداری کردن، وارد کردن، ثبت کردن نام‌نویسی کردن، نام نوشتن، ثبت نام کردن، اسم‌نویسی کردن امتیازنگهداشتن [بازی] ذکر کردن، یاد کردن، نام‌بردن، اسامی را خواندن

معنی فهرست کردن | فرهنگ لغت