فنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ نّ) [ ع. ] (ص نسب.)<BR>۱- منسوب و مربوط به فن.<BR>۲- در فارسی کسی که در امور صنعتی مشغول به کار است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ نّ) [ ع. ] (ص نسب.) ۱- منسوب و مربوط به فن. ۲- در فارسی کسی که در امور صنعتی مشغول به کار است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فنی . [ ف ُ نی ی ] (ع اِ) ج ِ فناء.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فِناء شود.
فنی . [ ف َن ْ نی ] (ص نسبی ) منسوب به فن . آنچه مربوط به فن و صنعت و هنرباشد: کارگاه فنی . دانشکده ٔ فنی . ◄ کسی که کارهای هنری و صنعتی کند: کارگر فنی . مدیر فنی .
فنی . [ ف َ] (ع اِمص ) ممال فنا. (یادداشت مؤلف ) : ز بیم باد سموم و بلای ریگ روان روان شخص همی کرد آرزوی فنی . ادیب صابر.
واژگان فارسی سره واژهدان
هنرمندانه