فرهنگ لغت

فنون کشتی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فن داو، کار، بند، مایه، بدل سرشاخ، بارانداز، فتیله پیچ، کنده، پل، سرانداز، زیر گرفتن، درو، بزکش، سگ‌بند، مخالف، قوچ‌بند، بدل آفتاب‌مهتاب، آرنج، اژدربند، اشکل‌گربه، افلاک، بزکش، برات، پشت‌کاسه، پل‌شکن، پلنگ‌شکن، مسگری، مقراضک، یزدانی

معنی فنون کشتی | فرهنگ لغت