فنومن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ نُ مِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- آنچه که به وسیلة حواس یا ضمیر انسان درک شود.<BR>۲- امر طبیعی، پدیده، نمود.<BR>۳- امری غیر عادی و نادر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ نُ مِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- آنچه که به وسیله حواس یا ضمیر انسان درک شود. ۲- امر طبیعی، پدیده، نمود. ۳- امری غیر عادی و نادر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فنومن . [ ف ِ ن ُ م ِ ] (فرانسوی، اِ) آنچه بوسیله ٔ حواس یا ضمیر انسان درک شود. ◄ امر طبیعی . پدیده . نمود. ◄ امر غیرعادی و نادر. احتراز از استعمال این کلمه ٔ بیگانه اولی است . (از فرهنگ فارسی معین ).