فناپذیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ. پَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که فانی شود، فانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ. پَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که فانی شود، فانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فناپذیر. [ ف َ پ َ] (نف مرکب ) آنکه فانی شود. فانی . مقابل فناناپذیر.(فرهنگ فارسی معین ). فناشونده و فانی . (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
فرساوند، نیست شونده، نیست شو، مردنی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی