فلذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ ع. ] (مص م.) جدا کردن پارهای از مال برای کسی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ ع. ] (مص م.) جدا کردن پارهای از مال برای کسی.
(فِ) [ ع. ] (اِ.) جگر شتر، جگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلذ. [ ف َ ] (ع اِ، مص ) بخشش بی درنگ و بی وعده یا عطای بسیار یا بخشش یکبار. (منتهی الارب ). در اقرب الموارد به معنی مصدری ضبط شده است .
فلذ. [ ف ِ ] (ع اِ) جگر شتر. ج، افلاذ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فلذ. [ ف ِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ فلذة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فلذة شود.