فلاشری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ ش) [ فر. ] (اِ.) مرضی مهلک مخصوص کرم ابریشم که معمولاً در آخرین مرحلة زندگی این کرم پیدا میشود. بر اثر این مرض کرمهای ابریشم دراز اندام و بی حرکت شده بوی عفنی میدهند و پس از مردن سیاه میشوند. به همین جهت این مرض را سیاه میر نیز میگویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ ش) [ فر. ] (اِ.) مرضی مهلک مخصوص کرم ابریشم که معمولاً در آخرین مرحله زندگی این کرم پیدا میشود. بر اثر این مرض کرمهای ابریشم دراز اندام و بی حرکت شده بوی عفنی میدهند و پس از مردن سیاه میشوند. به همین جهت این مرض را سیاه میر نیز میگویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلاشری . [ فْلا / ف َ / ف ِ ش ِ ] (فرانسوی، اِ) مرضی مهلک است مخصوص کرم ابریشم که معمولاً در آخرین مرحله ٔ زندگی این کرم پیدا میشود. براثر این مرض کرمهای ابریشم درازاندام و بی حرکت شده بوی عفنی میدهند و پس از مردن سیاه می شوند. به همین جهت این مرض را سیاه میر نیز میگویند. (فرهنگ فارسی معین ).