فلاته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ یا فُ تِ) (اِ.) نک فراته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ یا فُ تِ) (اِ.) نک فراته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلاته . [ ف ُ / ف ِ ت َ / ت ِ ] (اِ) نوعی از حلواست که آن را با شیر گوسفند پزند، و در فارسی آن را میده خوانند. (برهان ). فراته . فراتق . (یادداشت مؤلف ) : از وی [شهر مرو] پنبه ٔ نیک و اشترغار و فلاته و سرکه و آبکامه و جامه های قزین و ملحم خیزد. (حدود العالم ).