فقیر گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فقیر گردیدن . [ ف َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) فقیر شدن . محتاج شدن . بی چیز شدن . مقابل غنی گردیدن : آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فقیر گردیدن . [ ف َ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) فقیر شدن . محتاج شدن . بی چیز شدن . مقابل غنی گردیدن : آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر. ناصرخسرو.