فقوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فقوع . [ ف ُ ] (ع مص ) سخت زرد شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ) (تاج المصادر بیهقی ). زرد گردیدن و زرد بی آمیغ شدن . ◄ فرسودن کسی را سختی های روزگار و شکستن . (منتهی الارب ). ◄ بالیدن کودک و جنبیدن . ◄ از گرمی مردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دزدیدن . (از اقرب الموارد). رجوع به فقع شود.