فرهنگ لغت

فقس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فقس . [ ف َ ] (ع مص ) شکستن مرغ بیضه ٔ خود را و بیرون ریختن آنچه در آن است و گویند فاسد کردن آن . ◄ کشتن حیوان را. ◄ گرفتن چیزی را. (از اقرب الموارد).

معنی فقس | فرهنگ لغت