فقدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فقدان . [ ف ِ / ف ُ ] (ع مص ) گم کردن کسی را. (منتهی الارب ). فقد. فقود. (اقرب الموارد). گم یافتن . (تاج المصادر بیهقی ). گم کردن . از دست دادن . نبودن . (یادداشت مؤلف ) : میگویم اگر تاب شنیدن داری فقدان شباب و فرقت احباب است . خاقانی . رجوع به فقد شود.