فقح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فقح . [ ف َ ] (ع مص ) چشم بازکردن بچه ٔ سگ . ◄ بر شرم کسی زدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ سفوف ساختن چیزی را. (منتهی الارب ). و لغت یمانی است . (از اقرب الموارد). ◄ شکوفه برآوردن گیاه و با غوره ٔ رنگین گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).