فغاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ یا فُ)(ص.)۱ - ابله، نادان.<BR>۲- حرام - زاده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ یا فُ)(ص.)۱ - ابله، نادان. ۲- حرام - زاده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فغاک . [ ف َ ] (ص ) ابله . نادان . (یادداشت مؤلف ) (فرهنگ فارسی معین ) : آن کت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک . منجیک . همانا به چشمت هزاک آمدم و یا چون تو ابله فغاک آمدم . اسدی .