فعل مجهول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فعل مجهول . [ ف ِ ل ِ م َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) (اصطلاح دستور) در فارسی فعلی است که از اسم مفعول فعل اصلی با کمک یکی از فعل های شدن، گشتن، گردیدن ساخته شود و معمولاً مسندالیه یا فاعل ظاهری جمله مفعول فعل است و آن را مجهول از این نظر گویند که فاعل آن مجهول و ناشناخته است : کتاب خوانده شد؛ یعنی کسی کتاب را خواند یا مانند این مثال : حسد آمد همگان را ز چنان کار از او برمیدند و رمیده شد از شیر حمیر. ناصرخسرو. رجوع به فعل معلوم شود.