فطور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فَطúر؛ شکافها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فَطúر؛ شکافها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فطور. [ ف َ ] (ع اِ) آنچه بدان افطار کنند و روزه گشایند. (منتهی الارب ). آنچه بدان روزه گشایند از طعام و جز آن . (از اقرب الموارد).
فطور. [ ف ُ ] (ع مص )برآمدن دندان نیش شتر. (منتهی الارب ). ◄ خوردن و آشامیدن روزه دار و گفته اند ابتدا کردن بخوردن و آشامیدن . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) ج ِ فَطر. (منتهی الارب ). رجوع به فَطْر (شکاف ) شود.