فطح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فطح . [ ف َ ] (ع مص ) پهن کردن .(تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ با چوبدستی زدن . (از اقرب الموارد). ◄ انداختن زن بچه را. (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فطح . [ ف َ ] (ع مص ) پهن کردن .(تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). ◄ با چوبدستی زدن . (از اقرب الموارد). ◄ انداختن زن بچه را. (آنندراج ) (از اقرب الموارد).