فضل داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فضل داشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) برتری داشتن . ترجیح داشتن . بهتر بودن : حکمت و علم بر محال و دروغ فضل دارد چو بر حنوط بخور. ناصرخسرو. آدمی فضل بر دگر حیوان بجوانمردی و ادب دارد. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فضل داشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) برتری داشتن . ترجیح داشتن . بهتر بودن : حکمت و علم بر محال و دروغ فضل دارد چو بر حنوط بخور. ناصرخسرو. آدمی فضل بر دگر حیوان بجوانمردی و ادب دارد. سعدی .