فصیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ ع. ] (اِ.) دیوار کوتاه درون بارة شهر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ ع. ] (اِ.) دیوار کوتاه درون باره شهر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فصیل . [ف َ ] (ع اِ) دیوار کوچک درون حصار یا درون باره ٔ بلد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : چند فصیل بر مدار آن کشیده و دیوار تا ثریا افراشته . (جهانگشای جوینی ). آن روز به تخریب شهر و فصیل مشغول بودند. (جهانگشای جوینی ). تا شش روز در فصیل و باره و خندق و مناره ٔ آن نظاره میکردند. (جهانگشای جوینی ). - فصیل زدن . رجوع به این مدخل شود. - ◄ شتر بچه ٔ از مادر جدا شده . ج، فُصلان، فِصلان، فصال . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).