فصل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- جدا کردن.<BR>۲- حساب پس دادن، تصفیه حساب کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- جدا کردن. ۲- حساب پس دادن، تصفیه حساب کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فصل کردن . [ ف َ ک َدَ ] (مص مرکب ) جدا کردن . ضد وصل کردن : ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم . مولوی . ◄ سرانجام دادن و تمام کردن کاری : ما را دل از بنها فارغ می باید که باشد که ایشان را بس خطری نیست . کار ایشان را فصل توان کرد. (تاریخ بیهقی ).