فسون ساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فسون ساز. [ ف ُ ] (نف مرکب ) فسون خوان . آنکه نیرنگ سازد. فسونگر. افسونگر : برآمد ناگه آن مرغ فسون ساز به آیین مغان بنمود پرواز. نظامی . فسون سازان که از مه مهره سازند به چشم افسای همت حقه بازند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فسون ساز. [ ف ُ ] (نف مرکب ) فسون خوان . آنکه نیرنگ سازد. فسونگر. افسونگر : برآمد ناگه آن مرغ فسون ساز به آیین مغان بنمود پرواز. نظامی . فسون سازان که از مه مهره سازند به چشم افسای همت حقه بازند. نظامی .