فسوس داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فسوس داشتن . [ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) استهزاء کردن . خندیدن و تمسخر کردن . (از یادداشتهای مؤلف ) : چنین داد پاسخ سرافراز طوس که من بر دروغ تو دارم فسوس . فردوسی . چنان دان که هر کس که دارد فسوس همی یابد از چرخ گردنده کوس . فردوسی . ز دیو تنت حذر کن که بر تو دیو تنت فسوسها همه از یکدیگر بتر دارد. ناصرخسرو.