فزود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فزود. [ ف ُ ] (مص مرخم، اِمص ) اسم از فزودن . مقابل کاست . (یادداشت بخط مؤلف ) : اگرچه فخر ایران اصفهان است فزود قدرش از فخر جهان است . فخرالدین اسعد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فزود. [ ف ُ ] (مص مرخم، اِمص ) اسم از فزودن . مقابل کاست . (یادداشت بخط مؤلف ) : اگرچه فخر ایران اصفهان است فزود قدرش از فخر جهان است . فخرالدین اسعد.