فریسه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ س) [ ع. فریسة ] (ص.)<BR>۱- مؤنث فریس.<BR>۲- شکاری که کشته و از هم دریده شده باشد.<br>واژه قبلی: فریسواژه بعدی: فریسیموس