فرکانس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ رِ نْ) [ فر. ] (اِ.) تکرار، تواتر، وفور، در اصطلاح فیزیک: حرکت و رفت و آمد متوالی، بسامد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ رِ نْ) [ فر. ] (اِ.) تکرار، تواتر، وفور، در اصطلاح فیزیک: حرکت و رفت و آمد متوالی، بسامد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرکانس . [ فْرِ / ف ِ رِ ] (فرانسوی، اِ) درحرکت موجی، تعداد ارتعاشات در واحد زمان است . مقدارعددی آن برابر است با سرعت انتشار موج مستقیم بر طول موج . برحسب ارتعاش در ثانیه، یا سیکل در ثانیه، یاهرتز سنجیده می شود. ◄ فراوانی . بسامد.
واژگان فارسی سره واژهدان
بسامد