فرومالیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. دَ) (مص م.)<BR>۱- مالیدن.<BR>۲- مغلوب کردن، مجازات کردن.<BR>۳- فشردن.<br>واژه قبلی: فروقهواژه بعدی: فروماندن