فرهنگ لغت

فروغ

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

سو، شفق، طلوع، غروب، تشعشع، سرخی، گداختگی، آتش فلورسانس، فسفرسانس نور، تلألو، تابش، آفتاب‌زردی هاله، کورونا شفق قطبی، ارورا طیف، اسپکتروم، بیناب، رنگارنگی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی فروغ | فرهنگ لغت