فروتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فُ تَ) (ص مر.) متواضع، افتاده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطافتاده، خاشع، خاضع، خاکسار، شکستهنفس، متواضع، محجوب ≠ خودخواه، خویشتنبین، متکبرواژه قبلی: فروترواژه بعدی: فروخت