فرو کشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کُ تَ) (مص م.) خاموش کردن.<br>واژه قبلی: فرو واریدنواژه بعدی: فرو گذاردن