فرو نشستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ شَ تَ) (مص ل.)<BR>۱- پایین نشستن.<BR>۲- ته نشین شدن.<BR>۳- از شدت چیزی کم شدن.<BR>۴- خاموش شدن.<BR>۵- آرام شدن، تسکین یافتن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. نِ شَ تَ) (مص ل.)<BR>۱- پایین نشستن.<BR>۲- ته نشین شدن.<BR>۳- از شدت چیزی کم شدن.<BR>۴- خاموش شدن.<BR>۵- آرام شدن، تسکین یافتن.<br>