فرمول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره).<BR>۲- رمز.<BR>۳- نشان دادن یک اصل یا رابطهای معین با نمادهای ریاضی.<BR>۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره). ۲- رمز. ۳- نشان دادن یک اصل یا رابطهای معین با نمادهای ریاضی. ۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.
مترادف و متضاد واژهدان
دستور، قاعده، نسخه سرمشق، نمونه
واژگان فارسی سره واژهدان
سانیز، ساختاره، ریختار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی