فرما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرما. [ ف َ ] (نف مرخم ) مخفف فرماینده . آنکه دیگری را کاری فرماید و فرمان براند. همواره به صورت مزید مؤخر با اسمها ترکیب شود، مانند: توبه فرما، حکم فرما، فرمان فرما، کارفرما و جز آن . در صورتی که تنها به کار رود فعل امر است از فرمودن . رجوع به ترکیبات فرما در ذیل کلمات مرکب شونده با آن شود.
فرما. [ ف َ رَ / ف َ ] (اِخ ) شهری است [ به مصر ] برکران دریای تنیس اندر میان ریگ جفار، و گور جالینوس آنجاست . (حدود العالم ). در اقلیم سوم است . طولش از مغرب ٥٤ درجه و ٤٠ دقیقه و عرضش ٣١ درجه و نیم، و این نامی است یونانی . ابوبکر محمدبن موسی گوید: فرما شهری است بر ساحل از ناحیت مصر. (از معجم البلدان ).