فرفوریوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرفوریوس . [ ف َ ] (اِخ ) نام یک سردار رومی . (ولف ) (لغات شاهنامه ) : سواری سرافراز با بوق و کوس به رومیش خوانند فرفوریوس . فردوسی .
فرفوریوس . [ ف ُ ] (اِخ ) همان فرفریوس است که حکیمی بوده است جلیس اسکندر. (برهان ). پنج قرن پس از اسکندر میزیسته . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : فلاطون و والیس و فرفوریوس که روح القدس کردشان دستبوس . نظامی . رجوع به فرفریوس شود.